شش کلاه تفکر یا سر خودتان کلاه بگذارید! ( قسمت اول )

تا حالا پیش آمده که در جلسه ای شرکت کرده اید و بدون نتیجه مشخصی از آن خارج شده باشید، یا احساس کنید خروجی جلسه مفید نبوده است، یا جلسه خیلی کسل کننده است، یا افراد در آن مشارکت فعال ندارند و یا خروجی جلسه به نسبت زمانی که از آدمهای شرکت کننده در آن گرفته است، مفید نبوده است. اگر جواب شما بلی است، تبریک می گویم شما هم مثل نود درصد (در حالت خوشبینانه) افرادی هستید که در جلسات شرکت می کنند و طعم سندرم جلسه برای جلسه را چشیده اند.

هر چند مشکلات و مسائل جلسه های کاری از جنبه های مختلفی قابل بحث است اما من در این نوشته قصد دارم، در مورد تکنیکی صحبت کنم که تلاش می کند کلاه بر سر شرکت کنندگان جلسه بگذارد، کلاه گذاشتنی که در نهایت به نفع آنهاست.

نام این تکنیک شش کلاه تفکر است که در قالب کتابی با همین اسم توسط آقا ادی نوشته شده است. (ما میگوییم ادی شما بخوانید ادوارد دوبونو)

این تکنیک اساسا در مورد نحوه تفکر است، حتی وقتی شما با خود خلوت کرده اید و به بررسی یک موضوع می پردازید این تکنیک کاربرد دارد. (این موضوع می تواند در مورد جر وبحث شب گذشته با همسرتان یا چگونگی حل مسئله ریزگردها در اهواز باشد.) اما شاید جلسه های کاری بهترین جا برای پیاده کردن این تکنیک است.

اصل قضیه به این اشاره دارد که در زمان تفکر در خصوص یک موضوع، آنرا از دیدگاه های مختلف بررسی کنید. حتما کارتون گالیور رو دیدید و شخصیت بامزه آقای گلام که همیشه میگفت “من میدونم …” رو یادتون هست. ما در زندگی آدمهای زیادی رو میبینیم که همیشه به مسائل از یک دیدگاه نگاه می کنند و شاید خودمان هم جز یکی از آنها باشیم! حالا تکنیک ۶ کلاه تفکر به ما می گوید، در مورد یک مسئله همیشه آقای گلام نباشید، گاهی گالیور شوید، گاهی فلرتشیا و … باشید.

تکنیک شش کلاه تفکر به ما می گوید برای تفکر راجع به یک موضوع می توان ۶ جور مختلف به یک مسئله نگاه کرد، در این حالت قطعا مسئله به شکل کاملتری مورد بررسی قرار گرفته است و نتیجه چنین طرز تفکری ما را به نتایج بهتری می رساند.

و اما کلاه ها،

کلاه ها با رنگ هایشان از هم تفکیک می شوند:

شش کلاه تفکر

کلاه سفید :

اولین کلاه از شش کلاه تفکر کلاه سفید است. وقتی این کلاه بر سرتان است باید به ارائه اطلاعات و داده های خام بدون هیچ گونه جهت گیری و قضاوت بپردازید، یعنی در مورد مسئله مورد بررسی صرفا به بیان اطلاعات در مورد موضوع بپردازید. با این کار خوراک اولیه در اختیار دیگران قرار می دهید تا در مورد موضوع مورد بررسی درک بیشتری پیدا کنند.

کلاه سیاه :

این کلاهی است که اغلب همه ما همیشه به سر داریم. با گذاشتن این کلاه، بدبینی و شکاکی شما نسبت به مسئله زیاد می شود، مدام در پی شناسایی نقاط ضعف، اشکالات و نقد موضوع مورد بررسی هستید. هر چند این کلاه هم کلاه مهمی برای رسیدن به نتایج مطلوب در جلسه است اما در استفاده از این کلاه زیاده روی نکنید.

کلاه قرمز :

همه ما انسانها سرشار از احساسات مختلف هستیم. وقتی این کلاه بر سرتان است، در مورد موضوع مورد بررسی به صورت احساسی برخورد کنید، از حسهای خوب یا بدتان نسبت به موضوع و یا اقداماتی که قراراست در مورد آن انجام شود بگویید. این کلاه به حس ششم ما و مسائلی که گاهی به ما الهام می شوند احترام می گذارد.

کلاه زرد :

شاید بتوانیم این کلاه را نقطه مقابل کلاه سیاه ببینیم. کلاهی که سعی می کند جنبه های مثبت قضیه را ببیند و در مشکلات هم به فکر منافعی است که شاید بتوان کسب کرد. کسی که کلاه زرد بر سر دارد، خوشبین است و به دنبال منافع و مزایای مسئله می گردد.

کلاه سبز :

کلاه سبز به شما اجازه می دهد بدون خجالت در مورد ایده های خلاقانه خود صحبت کنید. مرزها و محدودیت ها را پشت سر بگذارید و از تغییرات صحبت کنید. تلاش کنید تا در خصوص موضوع جلسه ایده های خلاقانه ارائه دهید.

کلاه آبی :

در تکنیک شش کلاه تفکر این کلاه جایگاه مهمی دارد. کلاه آبی یعنی چارچوب دهی به تفکرات، با این کلاه شما باید بتوانید نظراتتان را جمع بندی کنید و به نتیجه برسید. با این کلاه نظارت میکنید که آیا همه کلاه ها را بر سر خود و سایر افراد حاضر در جلسه گذاشته اید.

حال اگر در جلسه ای هستید باید تلاش کنید که همه این کلاه ها در مورد موضوع جلسه بر سر خود و سایر شرکت کنندگان در جلسه قرار دهید.

در قسمت دوم، این تکنیک شش کلاه تفکر را با ذکر مثالی شفاف تر تشریح می کنیم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *