تکراری، تدریجی یا هر دو

وقتی دقیقا نمی دانیم قرار است محصول نهایی ما چه چیز باشد، چگونه باید آنرا تولید کنیم؟

آیا تابه حال چیزی در مورد رویکرد incremental شنیده اید؟ بسیاری ادعا میکنند ما در پروژه هایمان Iterative  کار می کنیم. اگر یک تک هستید حتما در متدولوژیهای چابک در تولید نرم افزار یا حتی RUP این کلمات را شنیده اید. اما این دو رویکرد دقیقا چه هستند؟ آیا یک مفهوم را میرسانند، آیا امکان استفاده توامان از این دو مفهوم وجود دارد. اصلا چرا باید از آنها استفاده کنیم؟

ما هر گاه بخواهیم محصول جدیدی را براساس نیازمندیهای مشتریانمان طراحی و تولید کنیم خواه ناخواه با این مفاهیم درگیر می شویم. تا به حال در یک اتاق کاملا تاریک قدم زده اید؟ اگر کسی به شما بگوید باید بعد از مثلا یک ساعت کاملا این اتاق را برای من توصیف کنی راه حل شما برای این کار چیست؟

شما هرگز نمی توانید، با یک بار چرخیدن سریع به دور اتاق تصویری دقیق از همه جزئیات اتاق به دست آورید (مگر آنکه ابرانسانی با قدرت اسکن مادون قرمز باشید!) برای اینکه به جواب برسید رویکرد شما به این صورت خواهد بود. ابتدا در فضای اتاق آهسته، آهسته جلو می روید در هر گام اشیا دور و برتان را لمس می کنید و حدس هایی در مورد آنها و فضای کلی اتاق می زنید، سپس چند قدم جلوتر می روید، این کار را آنقدر تکرار می کنید تا تمام اتاق را جستجو کرده باشید. کاری که شما انجام داده اید همان رویکرد تدریجی یا (Incremental) است.

رویکرد تکراری تدریجی

 

رویکرد تدریجی (Incremental)

از طرفی تمام اشیا را نیز در همان مرحله اول نمی توانید درک کنید، نیاز است چند بار دور اتاق بچرخید، براساس شناخت قبلی هر بار جزئیات بیشتری از اشیائی که قبل تر با آنها برخورد کرده بودید یا اشیایی که در دور قبل دستتان به آنها نخورده است، به دست می آورید، این همان رویکرد تکرارکنندگی (Iterative) است.در نهایت تصویری تمام و کمال از اتاق در ذهنتان ایجاد می شود و فضای تاریک اتاق به یک فضای روشن در ذهن شما تبدیل می شود. شما مسئله را حل کرده اید.

رویکرد تکراری تدریجی

رویکرد تکرار کننده (Iterative)

تقریبا در همه مسائلی که در فضای مبهم تعریف می شوند چنین راه حلی بسیار مفید خواهد بود. ایده تولید یک محصول جدید از جنس همان اتاق تاریک مثال بالاست. شما درک درستی از همه قابلیتهایی که محصول باید داشته باشد ندارید، نمی دانید مشتری دقیقا چه نیازمندیهایی دارد (مسئله اینجاست که در اکثر اوقات مشتری خود نیز شناخت درستی از نیازمندیهایش ندارد!) در فضای مسئله حرکت می کنید، از محیط بازخور میگیرید و تصویر واضح تری از مسئله تان که همان محصول است به دست می آورید. لذا رویکرد مطلوب در اجرای پروژه های تولید محصولاتی از این جنس، استفاده همزمان از دو مفهموم تکراری، تدریجی است. در این حالت محصولی که در نهایت به وجود می آید درصد بسیار بالایی از نیازمندیهای مشتریتان را پوشش می دهد.

رویکرد تکراری تدریجی

رویکرد تکراری، تدریجی

 

نویسنده : امیر یزدانی

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *