ایده عالی مستدام !

آیا تا به حال شده بگویید ایده های خیلی خوب داشتم که هیچ کس آنرا در سازمان نفهمید؟ اینجا قدر ایده های بکر مرا نمی دانند؟ چرا راه حل خوب من در انتخاب، در مقابل یک راه حل خیلی ساده و پیش پاافتاده شکست خورد؟

در مقاله “نوازنده، شنونده یا اسیر در دام دانش” در مورد یک معضل بزرگ صحبت کردیم؛ بسیاری از آنچه را که صاحبنظران می خواهند به مخاطبانشان منتقل کنند هیچ گاه منتقل نمی شود! مثلا اگر یک تک (تحلیل گر کسب و کار) بخواهد راجع به مشکل سازمانی یک راه حل یافته و آن ایده را ارائه دهد ممکن است با سردی و بی تفاوتی سازمان روبرو شود. هر چند این واکنش می تواند علل مختلفی داشته باشد اما یکی از مهمترین آنها این است که سازمان نتوانسته با توصیه های مشاور یا تحلیل گر ارتباط برقرار کند. حال میخواهیم در ادامه به شش اصل که با رعایت کردن آنها، می توانید ایده های قابل پذیرش تر و از طرفی ماندگار تر در ذهن ذینفعان سازمان ایجاد کنید صحبت کنیم.

اصل اول : سادگی

وکیل مدافع موفقی می گوید” اگر شما درباره ده نکته در دادگاه بحث کنید، حتی اگر همه آنها نکات خوبی باشند، هنگامی که قضات به اتاق هیئت منصفه می روند هیچ کدام از آنها  را به خاطر نمی آورند.” برای کاهش اضافه های یک ایده و رساندن آن به مفهموم اصلی ما باید در کاهش و حذف مسلط باشیم. ما می بایست بی رحمانه اولویت بندی کنیم. ماموریت ما فقط چیزی را کوتاه گفتن نیست- الزاما عبارات بسیار کوتاه ایده آل نیستند. گفتار حکیمانه ایده آل است. (کاری که کسانی چون حافظ خوب از عهده آن برآمده اند.) ما باید ایده هایی بسیازیم که علاوه بر سادگی، عمیق و با مفهوم باشند. قانون طلایی، سادگی مدل نهایی است: یک عبارت تک جمله ای که آنقدر عمیق و با مفهموم باشد که دیگران آن را تا ابد به خاطر بسپارند.

اصل دوم : غیرمنتظره بودن

ما چگونه باید توجه مخاطب را به ایده خود جلب کنیم و چگونه اشتیاق آنها را در زمانی که می خواهیم ایده خود را به آنها بفهمانیم حفظ کنیم؟ ما باید انتظارات آنها را نقض کنیم. ما باید خلاف انتظار و منطق ظاهر شویم. “یک پاکث ذرت پفکی به اندازه یک روز کامل عذاهای چرب ناسلام است! ” می توانیم از غافلگیر کردن- احساسی که نقش آن افزایش هوشیاری و تمرکز است- برای جلب توجه افراد استفاده کنیم. اما غافلگیری زیاد طول نمی کشد. برای بردباری افراد در برابر ایده، ما باید اشتیاق و حس کنجکاوی ایجاد کنیم. چگونه دانش آموزان را حین چهل و هشتمین جلسه کلاس تاریخ مجذوب و درگیر می کنید؟ ما می توانیم طی مدت زمان طولانی و به طور سیستماتیک با روش “ایجاد شکاف” در دانش افراد و پر کردن آن شکاف ها، حس کنجکاوی آنها را حفظ کنیم.

ایده عالی مستدام

اصل سوم: ملموس بودن

ما باید ایده خود را در چهارچوب اطلاعات ملموس و غیرانتزاعی توضیح دهیم. بیانیه های ماموریت، استراتژی ها و چشم اندازها اغلب به حدی مبهم می شوند که به بی معنایی می رسند. ایده های ماندگار به طور طبیعی پر از تصاویر واضح و ملموسند- در ضرب المثل ها حقایق انتزاعی اغلب به زبان ملموس بیان می شوند : ” سیلی نقد به از حلوای نسیه.” ملموس صحبت کردن تنها راهی است که می توان مطمئن شد که ایده ما برای همه مخاطبان معنی واحدی دارد.

اصل چهارم : معتبر بودن

چه کار کنیم که افراد ایده ما را باور کنند؟ هنگامی که یک پزشک متخصص معروف درباره مسائل بهداشت عمومی صحبت می کند، بیشتر مردم بدون تردید ایده وی را می پذیرند. اما در بسیاری از موقعیت های روزمره ما از چنین مراجع صلاحیت داری بهره­­­مند نیستیم. ما به راه های نیاز داریم تا افراد ایده ما را خود بیازمایند. برای مثال جمله “قبل از خرید امتحان کنید” در دنیای ایده ها همین کارکرد را دارد. در تنها مناظره ریاست جمهوری در سال ۱۹۸۰ امریکا میان رونالد ریگان و جیمی کارتر، ریگان می توانست آمارهای بی شماری را که نشان دهنده رخوت اقتصادی بودند بیان کند. به جای آن، وی سوالات ساده که به رای دهندگان اجازه می داد خودشان ارزیابی کنند استفاده کرد: “قبل از اینکه رای دهید از خودتان بپرسید، آیا وضع من از چهار سال قبل بهتر شده است؟”

اصل پنجم : احساسی بودن

ما باید کاری کنیم تا حس خاصی در مخاطب ایده های ما ایجاد شود. پژوهش ها نشان می دهد احتمال اینکه مردم به فرد نیازمندی اعانه بدهند بیشتر از آنست که به منطقه فقیری کمک کنند. ساختار ذهنی ما به گونه ای است که چیزهای مرتبط با افراد را بهتر حس می کنیم تا موضوعات کلی را. بعضی اوقات سخت ترین قسمت کار پیدا کردن احساس درست برای برانگیختن و کنترل است. به عنوان مثال ترغیب نوجوانان به ترک سیگار از طریق برانگیختن احساس ترس آنها از پیامدهای سیگار کشیدن، بسیار دشوار است، اما با برانگیختن احساس تنفر آنها از دورویی صنعت دخانیات این کار راحت تر خواهد بود.

اصل ششم : داستانی بودن

پژوهش ها نشان می دهند که تمرین ذهنی برای هر موقعیت کمک می کند تا ما در مواجهه با آن موقعیت در محیط واقعی، عملکرد بهتری داشته باشیم. در واقع شنیدن داستان ها مانند شبیه ساز پرواز عمل می کند که ما را برای پاسخ سریعتر و موثرتر آماده می سازد. پس ایده هایتان را به صورت داستانی بیان کنید.

موارد ذکر شده با اندکی تلخیص و تغییر، برگردان بخشی از مقدمه کتاب “ایده عالی مستدام” از برادران هث است که انتشارات آریانا آن را منتشر کرده است. خواندن این کتاب را به همه دوستانی که سرشار از ایده هستند و علاقه مندند ایده هایشان عملی و ماندگار شوند به خصوص تحلیل گران کسب و کار عزیز که ایده دادن و اجرایی کردن ایده جزو کار هر روزه آنهاست! توصیه می کنم.

 

نویسنده : امیر یزدانی

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *